متن کامل اشعار آلبوم كما از حميد عسکري



تلافي

ميخوام تلافي بكنم
چشماي تو يادم مياد

ميخوام برم از پيش تو
صداي تو بازم مياد

چرا ولم نميكني
چرا نميزاري برم

برو كه من خسته شدم
ميبيني طاقت ندارم

يه روز تلافي ميكنم
هرچي بدي كردي به من

اين همه بي وفائيا
جواب خوبي بود به من

هرچي صبوري ميكنم
ميگم يه روز درست ميشه

چقدر بايد ببخشمت
اينكه زندگي نميشه

***
ميخوام تلافي بكنم
چشماي تو يادم مياد

ميخوام برم از پيش تو
صداي تو بازم مياد

چرا ولم نميكني
چرا نميزاري برم

برو كه من خسته شدم
ميبيني طاقت ندارم

يه روز تلافي ميكنم
هرچي بدي كردي به من

اين همه بي وفائيا
جواب خوبي بود به من

هرچي صبوري ميكنم
ميگم يه روز درست ميشه

چقدر بايد ببخشمت
اينكه زندگي نميشه

دلم گرفته

بازم دلم گرفته چندروزیه که رفتی
می گی به خاطر من از عشقمون گذشتی
بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم
نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم
امروزمو ببازم
دارم می میرم برات نذار بیفتم به پات
مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات
به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم
یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم

بازم دلم گرفته چندروزیه که رفتی
می گی به خاطر من از عشقمون گذشتی
بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم
نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم
امروزمو ببازم
دارم می میرم برات نذار بیفتم به پات
مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات
به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم
یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم

باروون

آخه تو عزيز قصه*هامي
آخه تو شعر روي لبامي

آخه جون تو بسته به جونم
اگه بري ديگه نمي تونم

آخه اسم تو رو كه ميارم
ميشي همه*ي دار و ندارم

از چي مي*ترسي تو مهربونم؟
من كه رو عشق تو موندگارم

يه شب ميون بارون غرورم رو شكستم
كاشكي بهت مي*گفتم چقدر تو رو مي*خواستم

مي*خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت
با اينكه خيلي خسته*ام بگذرم از گناهت

آخه تو عزيز قصه*هامي
آخه تو شعر روي لبامي

آخه جون تو بسته به جونم
اگه بري ديگه نمي تونم

آخه اسم تو رو كه ميارم
ميشي همه*ي دار و ندارم

از چي مي*ترسي تو مهربونم؟
من كه رو عشق تو موندگارم

يه شب ميون بارون غرورم رو شكستم
كاشكي بهت مي*گفتم چقدر تو رو مي*خواستم

مي*خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت
با اينكه خيلي خسته*ام بگذرم از گناهت

آخه تو عزيز قصه*هامي
آخه تو شعر روي لبامي

آخه جون تو بسته به جونم
اگه بري ديگه نمي تونم

آخه اسم تو رو كه ميارم
ميشي همه*ي دار و ندارم

از چي مي*ترسي تو مهربونم؟
من كه رو عشق تو موندگارم

خاطره

یعنی باید باور کنم دیگه نیستی !یعنی باید باور کنم ؟!

چه جوری می تونم اون همه خاطراتتو یه شبه پر پر کنم ؟!

یکی دوروز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو می میرم

می دونم محاله بدون تو نمی تونم یه لحظه ام سر کنم

مگه منو دوستم نداری ؟ که اینجوری میزاری میری بی خیال ما میشی !

مگه فکر کردی من بازیچم که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری

آخه چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم

بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم

یعنی باید باور کنم دیگه نیستی !یعنی باید باور کنم ؟!

چه جوری می تونم اون همه خاطراتتو یه شبه پر پر کنم ؟!

یکی دوروز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو می میرم

می دونم محاله بدون تو نمی تونم یه لحظه ام سر کنم

مگه منو دوستم نداری ؟ که اینجوری میزاری میری بی خیال ما میشی !

مگه فکر کردی من بازیچم که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری

آخه چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم

بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم

مگه منو دوستم نداری ؟ که اینجوری میزاری میری بی خیال ما میشی !

مگه فکر کردی من بازیچم که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری

آخه چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم

بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبوددددددددددم

سنگ غرور

فكر ميكني كي هستي.فكر ميكني چي هستي
كه با سنگ غرورت . قلب منو شكستي
فكر ميكني زوريه . خاطر خواهي پوليه
دوست داشتن آدما . فكر كردي اينجوريه
فكر كردي اينجوريه
فكر ميكني من كيم . آدمكي پوكيم
يك عاشق شيك و لوس . بگو واسه تو چيم
بگو بگو بگو واسه تو چيم

فكر ميكني كي هستي فكر ميكني چي هستي
كه با سنگ غرورت . قلب منو شكستي
فكر ميكني زوريه . خاطر خواهي پوليه
دوست داشتن آدما . فكر كردي اينجوريه
فكر كردي اينجوريه
فكر نكني با گريه . ميبخشمت دوباره
بازيم نده كه بازي . رنگي واسم نداره
آره فكر كن تو بردي . فصلي كه با تو ساختم
من ميدونم تو بازي . به اين زمونه باختم

فكر ميكني كي هستي فكر ميكني چي هستي
كه با سنگ غرورت . قلب منو شكستي
فكر ميكني زوريه . خاطر خواهي پوليه
دوست داشتن آدما . فكر كردي اينجوريه
فكر كردي اينجوريه

باور

داااااارم از چشات می خونم باورش سخته هنوزم!

تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخووونم ؟

حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی

قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی

دست تو ، تو دست من بود نمی دونم کی تورو ازم گرفت ؟ !

نمی دونم که کدوم نگاه شوم قصه جدایی رو برام نوشت ؟!

حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی

قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی

حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی

قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی

وايســا دنيــا

من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
از دلم تاكي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقهاي تو خواهي ساده مردن واسه چي
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت ندییيم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بلیت شانس داره بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه طلسم و بعد جاي خوش تو كجااااست

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

ممنـونـم

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن

تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم

نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

وقتي حتي پيشمي، دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني

هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

درباره نویسنده

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *