چه جوری بگم دوستت دارم

ای کاش نفسم بودی

ای کاش نفسم بودی حتی نفس آخر

ای کاش که عشقت بود تنها هوسی درسر

ای کاش که قلب تو از جنس دلم می شد

یا ذره ای از عشقت در قلب من کم می شد

کاش

کاش می دانست بدون او میمیرم

کاش میدانست اگر برود

تمام زندگیم با او میرود

کاش خدا او را فقط برای من می افرید


اگه یه روز

اگه یه روز بقض گلوت و فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم با هات گریه کنم

اگه یه روز نخواستی بمونی حتما خبرم کن قول می دم ازت نخوام بمونی ولی ازت می خوام زود برگردی

اگه یه روزسراغم و گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتما لا بهت احتیاج دارم

اگه یه روز ترسیدم که از دستت بدم برای دلخشیم بهم بگو تا ابد با منی

اگه یه روز رفتی و بر نگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت میمونم اما وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بذار

در آغوشم بگیر و بگذار گرمی دستت را حس کنم

مرا ببوس تا با هر بوسه ات جانی دوباره بگیرم

نگا هم کن و التما سم را در چشمانم بخوان

بخوان که بودنت را فریاد می ز نند

بخوان که بدون تو می میرند

بخوان که جز تو کسی را ندارند

بخوان که چقدر دو ستت دارند


تا وقتی هستی

تا وقتی هستی ماه من                           نگاه به ماه نمی کنم

بودن خود دردی است و دراین آدمستان کثیف نفس کشیدن دردی دیگر و بی حبیب چرخش چرخ گردون را به

تما شا نشستن دردی مضا عف

برای گریختن از نیستی امیدی باید جست امیدی که هنگام غوطه ور شدن در منجلاب نیستی و بد بختی به نجاتت بیاید .

سایه های سیاه بدبختی زندگیم را پوشانده بود و وجود نحیفم در مقابل تمام پلیدیها تنها مانده بودوخود را در مقابل مشکلات و بد بختیها یکه و تنها و بی یاور می دیدم در جاده های مه الود پیش می رفتم کسی نبود

دوستش داشته باشم با نفسش با نوازشها یش با محبتش جان بگیرم با وجودش دیگر مغلوب جور زمان نشوم

وجسد اما ل و آرزوهایم در زیربدبختیهای زندگی جهنمی ام از هم نپاشد و این غصه ها و  بی یاوریم بیش

از همه درونم را می فشردند و وجودم را آب و دلم را خون می کردند و بهانه زیستن را از من گرفته بودند

…………..اما تو ای قدیسه زمان از ما ورای عقل در من ظهور کردی و با رقه اهو رائیت امید همان بهانه

زیستن در میان این جمادات انسان نما را در وجود من زنده کردی پس می ستا یمت و می پر ستمت

ببین امشب باز یاد تو چشم منوترکرده

درباره نویسنده

مدیریت سایت

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

109 نظر

  1. تکین

    اقا محمد خیلی لطف کردین ک جوابمو دادین اونی ک گفتم ولم کرده و من دوسش دارم الان دوباره بهم اس میده میگه تو بمن خیانت کردی من دوست داشتم و دارم ولی جلوی دوس داشتمنو میگیریم دیوونم کرده میخام امسال جدی جدی واسه کنکور بخونم ولی فکرمو درگیر کرده بعد باباشم ازم خواستگاری کرده موندم چی جوابشو بدم

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بله خیر