Subscribe via RSS Feed

دسته: دست نوشته ها

کوچه باغ انار

کوچه باغ انار

با توام ای سهراب ، ای به پاکی چون آب یادته گفتی بهم : تا شقایق هست زندگی باید کرد نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد دیگه با چی..کسی رو دلخوش کرد یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی تو اومدم آهسته نرم تر [...]

خنده هایت را دوست دارم

خنده هایت را دوست دارم

من تنها می خواستم… من تنها می خواستم چشمهای تو را داشته باشم. من تنها می خواستم چند صباحی قلبت را به امانت بگیرم. اما این خواسته قلبی من نبود شاید در ابتدا.تقدیر این قرعه را به من دیوانه سپرد. من می خواستم دستهایت را داشته باشم تا با آنها از چشمه جوشان محبت جرعه [...]

منو با دست کی کشتی که پای هر دومون گیره ؟!

منو با دست کی کشتی که پای هر دومون گیره ؟!

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران می کنم در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت می کنم امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟! دیگر کسی مرا صدا نخواهد کرد بعد از این منم و یک سکوت جاوید با حسرتی به [...]

من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم !

من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم !

چرا باورت نشد که من عاشقت شدم … من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی … چند وقتی است که احساس میکنم زندگی ام از این رو به آن رو شده ، همه چیز در نظرم تغییر کرده و زیباتر شده ، هیچگاه فکر نمی کردم دیدن دوباره تو و بودن [...]

من دارم عاشق میشم !

من دارم عاشق میشم !

مهربانم ,ای خوب ! یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو تک و تنها به تو می اندیشد …

“نگاه“، زاده ی علاقه است !

“نگاه“، زاده ی علاقه است !

پس چشمانت چه زمان درخواهند یافت که: “نگا ه“ ، زاده ی علاقه است ؟! این عکس هم تقدیم به شماهایی که عاشق عاشقی اید : نزدیک میشوی به من فرسنگها در من فرو میروی در من خانه میکنی در من حضورمیابی لحظه به لحظه هرجا و هر کجا توی انگشتهایم جاری میشوی سطر به [...]

Page 16 of 18« First...10...1415161718
  • هرگز گمان نکن !(11)
    نشسته ام چشم به در دوخته ام ، به فاصله ها مي نگرم نه ! هرگز گمان نکن که ديدارت را به انتظار م...
  • وقتی دلت شکست(3)
      وقتی دلت شکست... تنها و بی هدف شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف روزای خوبتو انکار...
  • آینه دروغگو…(0)
    مگر میشود باور کرد آن همه خاطرات خیالی را این همه غصه های باقی را این کوچه های بن بست...
  • وصیت نامه یک دیوانه !(0)
    قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌های ...