Subscribe via RSS Feed

دسته: طنز و حکایت

با عشق زندگی کنیم!!!

با عشق زندگی کنیم!!!

یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. [...]

خدا وجود ندارد؟؟؟

خدا وجود ندارد؟؟؟

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا » رسیدند، آرایشگر گفت من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد مشتری پرسید :چرا؟ آرایشگر گفت کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد اگر خدا وجود داشت آیا [...]

زیبا ترین قلب

زیبا ترین قلب

مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود وادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد.قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود.پس همه تصدیق کردند که قلب او براستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند.مرد جوان در کمال افتخار با صدای بلندتر به تعریف از قلب [...]

حکایت انسان و اسکناس

حکایت انسان و اسکناس

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی رااز جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس راداشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت . سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می [...]

Page 4 of 41234