Subscribe via RSS Feed

دسته: شعر عاشقانه

خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

نمیدونی چقدر سخته شب سرده فراموشی! خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو وقتی تو هر جا باشی همراتم تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی نمیدونی چقدر سخته شب سرده فراموشی! شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی یه احساسی به من میگفت هنوزم عاشقم هستی! چرا حالت پریشونه [...]

نمیتونم بهت بگم برو  نمیتونم بهت بگم بمون

نمیتونم بهت بگم برو نمیتونم بهت بگم بمون

چقدر اعصابمو خرد کنم اذیت بشم بزار بره ولی زندگی بدون اون برای من خیلی مشکله آخه نمیدونی کابوس شده برای من که نمیمونی اصلا نمیدونی دوست دارم خیلی زیاد نه نمیدونی نمیتونم بهت بگم برو  نمیتونم بهت بگم بمون نمیتونم بهت بگم نباش  آخه خودم میمیرم همش وجود تو تو زندگیم فقط شده ترس واسترس مگه [...]

کلبه ای می سازم

کلبه ای می سازم

کلبه ای می سازم … پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی [...]

آنچه از تو دارم فقط لبخند هایت است

آنچه از تو دارم فقط لبخند هایت است

ادم باشد به پنجره آرزوهایم بگویم گذشته ام را اذیت نکنند چون آنچه از تو دارم فقط لبخند هایت است لبخندهای زندگی بخشت میدانم خسته تر از چشمان من هستی میدانم از تمام بغض هایم بی بهانه, تر هستی باور نمیکنم روزهای عمرم در تقویم زندگی خط مشکی بخورند و با هر خط خوردن با [...]

قصه ناکجا آباد

قصه ناکجا آباد

قصه از غلط شروع شد از یه اشتباه ساده از یه خنده‌ای که گم شد تو یه بغض بی‌اراده دست تو یا دست تقدیر گاهی آدم، بد میاره قصه از غلط شروع شد من به تو ربطی نداره سادگی مو تو شکستی آینه‌ها دروغ نمی ‌گن تو ولی خودت نبودی خود من بودی، خود من [...]

هجران

هجران

رفتی و من تنها شدم  ای  داد  و بیداد با سوختگان  یکتا  شدم  ای  داد  و بیداد خاموش شدم چون مرغ زاری درقفس  من آنگه که  بی  سارا  شدم  ای داد  و بیداد سوزی  به دل  از   هجر  تو  آمد   به  ناگاه خاکستر از  گرما  شدم  ای  داد   و  بیداد هرگز  نمی  خواندم   چنین  دلداده  [...]

Page 5 of 15« First...34567...10...Last »