Subscribe via RSS Feed

دسته: خاطرات عاشقانه

اشتباه

اشتباه

تموم زندگیم رو به پاش ریختم برای داشتنش همه کار کردم به هر آب و آتیشی زدم از همه چیزم گذشتم برای اینکه داشته باشمش پل های پشت سرم رو خراب کردم باخودم می گفتم اونم داره از همه چیزش می گذره اونم به خاطر من خیلی سختی دیده به خاطر من از همه چیزش [...]

تولد من – ایمان

تولد من – ایمان

امروز روز تولد من است. روز تولد من هم (مثل برنامه رادیویی تقویم تاریخ شد) من متولد شدم. از یک طرف نگاهی به گذشته دارم و از طرفی بیشتر نگاهم معطوف به آینده است.به این فکر می کنم که میانگین امید به زندگی در ایران حدود شصت هفتاد است و من اکنون ثلث آن را [...]

گلهای سرخ

گلهای سرخ

—گلهای سرخ به این زیبایی میشکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی در آیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره ی دیگر گلها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش میروند. چرا که هیچ کس [...]

داستان عشق

داستان عشق

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی [...]

دل نوشته های سه بد بخت

دل نوشته های سه بد بخت

راستش چند وقته اعتماد به نفسم رو کامل از دست دادم توی جمع دوستان، فامیل تقریبا همه جا. احساس می کنم بود و نبودم توی جمع اصلا برای کسی مهم نیست و هیچ کس از حضورم خوشحال نمیشه. احساس میکنم وقتی حرف میزنم کسی توجه نمیکنه و همه دوست دارن که من زودتر خفه بشم. [...]

من همچنان تنهای تنهام …

من همچنان تنهای تنهام …

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام…. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام….. یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم [...]

Page 1 of 212
  • بیا تا برایت بگویم(0)
    دست هام آماده نوشتن، دکمه های کیبورد آماده ی یک فشار، و سینه ام پر از حرف... حرف هایی از همه جا و ...
  • من به چه کس رو کنم(1)
    پشت و پناهم تويي اب حياتم تويي دارو ندارم تويي من به چه كس رو كنم اي همه زيبا سرشت  روز و شب...
  • جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بی وقته(5)
    هر از گاهی حس نوشتن هست و انگار حرفی برای گفتن نیست !!! راستش تو این پست می خوام وبلاگ یکی ...
  • قصه ناکجا آباد(2)
    قصه از غلط شروع شد از يه اشتباه ساده از يه خنده‌ای كه گم شد تو يه بغض بی‌اراده دست تو يا دست...