Subscribe via RSS Feed
banner ad

دسته: خاطرات عاشقانه

اشتباه

اشتباه

تموم زندگیم رو به پاش ریختم برای داشتنش همه کار کردم به هر آب و آتیشی زدم از همه چیزم گذشتم برای اینکه داشته باشمش پل های پشت سرم رو خراب کردم باخودم می گفتم اونم داره از همه چیزش می گذره اونم به خاطر من خیلی سختی دیده به خاطر من از همه چیزش [...]

مسافرت بهروز و ایمان

مسافرت بهروز و ایمان

سلام امسال فکر می کنم  سال خوبی بود ! خیلی خوب داریم شروع می کنیم … هم از نظر کاری هم از نظر تفریحی !!!!!!! تو عید دو نفری رفتیم یک مسافرت کاری که بیشترش تفریحی شد به جای کار !!! بالاخره بعد از چند روز که از سفر برگشتیم دست به کار شدیم  که [...]

تولد من – بهروز

تولد من – بهروز

کیک فرلاوی ما سلام دوستان شرمنده که چندین روز هست آپدیت نمی کنیم ! راستش این روزا اتفاقات زیادی برای من و ایمان افتاده و درگیر زندگی و کارای خودمون هستیم… ایمان با مشکلات کاری خودش وقت کمتری برای آپدیت داره و منم که دیگه اصلا حرفی برای گفتن ندارم فقط میگم شرمنده که هر [...]

تولد من – ایمان

تولد من – ایمان

امروز روز تولد من است. روز تولد من هم (مثل برنامه رادیویی تقویم تاریخ شد) من متولد شدم. از یک طرف نگاهی به گذشته دارم و از طرفی بیشتر نگاهم معطوف به آینده است.به این فکر می کنم که میانگین امید به زندگی در ایران حدود شصت هفتاد است و من اکنون ثلث آن را [...]

گلهای سرخ

گلهای سرخ

—گلهای سرخ به این زیبایی میشکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی در آیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره ی دیگر گلها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش میروند. چرا که هیچ کس [...]

داستان عشق

داستان عشق

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی [...]

دل نوشته های سه بد بخت

دل نوشته های سه بد بخت

راستش چند وقته اعتماد به نفسم رو کامل از دست دادم توی جمع دوستان، فامیل تقریبا همه جا. احساس می کنم بود و نبودم توی جمع اصلا برای کسی مهم نیست و هیچ کس از حضورم خوشحال نمیشه. احساس میکنم وقتی حرف میزنم کسی توجه نمیکنه و همه دوست دارن که من زودتر خفه بشم. [...]

من همچنان تنهای تنهام …

من همچنان تنهای تنهام …

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام…. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام….. یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم [...]

لذت شیطنت بازی های بچگیم …

لذت شیطنت بازی های بچگیم …

یادتون هست وقتی کوچیک بودیم وقتی صدای مامانو می شنیدیم که صدامون می زنه برای شیطنت هم که شده خودمونو یه گوشه دور از چشمش پنهون می کردیم تا مامان بیشتر صدامون کنه .یاوقتی بزرگ شدیم ودل به کسی دادیم برای این که بدونیم اونم دلشو به ما داده چند بار جواب تلفنشو نمی دادیم [...]

سفر یک روزه دریاچه اوان در منطقه الموت قزوین

سفر یک روزه دریاچه اوان در منطقه الموت قزوین

سلام امروز هم تموم شد ! اما با روزای دیگه خیلی فرق داشت ! امروز قرار بود اولین میتینگی رو که با دوستان هماهنگ کرده بودیم رو که شامل بچه های کرج – تهران – قزوین بود رو توی قزوین : دریاچه اوان برگزار کنیم ! صبح راه افتادیم رفتیم سر قرار .مینی بوس یه [...]

تله کابین رامسر

تله کابین رامسر

سلام جاتون خالی چند روز پیش من + دو تا از دوستانم گلم + یکی از اساتید گلمون رفته بودیم مسافرت شمال !  اونم کجا  تله کابین رامسر !!! واقعا خوش گذشت ! سفر توپی بود . با این که یک روزه بود اما کلی کارا کردیم. صبح راه افتادیم و صبحونه رو هم تو [...]