Subscribe via RSS Feed

Author Archive for بهروز

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

صادقانه ترین راه برای بیان عشق

صادقانه ترین راه برای بیان عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با [...]

جدایی را شما آغاز کردید …

جدایی را شما آغاز کردید …

پرستو ها چرا پرواز کردید جدایی را شما آغاز کردید خوشا آنانکه دلداری ندارند به عشقو عاشقی کاری ندارند خداحافظ برای تو  رهایی برای من فقط درد جدایی خداحافظ برای تو چه آسان ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان خداحافظ خداحافظ طلوعم خداحافظ غروبم خداحافظ تو ای تنها امیدم خداحافظ تو ای تنها امیدم [...]

می ترسم از رسیدن آینده ای که مبهمه

می ترسم از رسیدن آینده ای که مبهمه

سلام ! امروز دلم گرفته و حوصله ندارم ! چیزایی دیدم که دوست ندارم دربارش صحبت کنم ! فقط با یه عکس و یه شعر منظورم رو میرسونم ! تموم شد و رفت … سردی ولی کنار تو با شعله ها هم نفسم شبی کویری ام ولی با تو به بارون می رسم تلخی ولی [...]

بی بهانه سلام

بی بهانه سلام

بی بهانه سلام ، مــن خوبم ، گلایه ای نیست ، قلبم می تپد ، نگاهم می بیند ، چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟! باور کن … هنوز هم وقتی دلتنگ میشم آرام و بی صدا اشک می ریزم ، هنوز هم حرفهـــایم  طعم دوست داشتن می دهد ، چرا اینگونه نگاهم می کنی [...]

خبر به دورترین نقطه جهان برسد…

خبر به دورترین نقطه جهان برسد…

خبر  به  دورترین  نقطه  جهان  برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه میکنی؟اگر او ار که خواستی یک عمر به  راحتی  کسی  از  راه  ناگهان  برسد رها  کنی  برود  و  از  دلت  جدا  باشد به آنکه  [...]

زندگی با همه‌ی مشکلاتش زیباست!!!

زندگی با همه‌ی مشکلاتش زیباست!!!

یه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشکلم خودم رو از بالای ساختمان پرت کنم پایین …………….. طبقه دهم زوجی رو دیدم که عاشقانه یکدیگر رو در آغوش گرفته بودند طبقه نهم پیتر رو دیدم که مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد طبقه هشتم مردی رو دیدم که نامزدش با بهترین دوستش هم خواب شده [...]

Page 51 of 53« First...102030...4950515253