Subscribe via RSS Feed

Author Archive for بهروز

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

عجب بیهوده تکراری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در آن همه چشم ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم سبکباران ساحلها ندیدند به دوش خستگان باری است دنیا مرا در موج حسرتها رها کرد عجب یار وفاداری است دنیا عجب آشفته بازاری است دنیا عجب بیهوده تکراری است دنیا میان آنچه باید باشد [...]

دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز

دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز

دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز ساقه ترد و ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آنکه روا میدارد جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد در ضمیری که ضمیر من و توست از نخستین دیدار هر سخن هر رفتار دانه هائی است که می افشانیم برگ و باری است که می رویانیم آب [...]

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود تو در کنار من بشینی؟…… محال بود هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود چشمان مهربان تو پاک و زلال بود پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود نشنید لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم های [...]

من در میان خودم تنها نشسته ام

من در میان خودم تنها نشسته ام

من در میان خودم تنها نشسته ام تنها تر از غمی که تو قلبت از آن شکست تنها شکسته ام. در کنج تنهایی من غنچه های غم بیبوته می کند در گوشه ی دو چشم غمینم طفیل نم گلبوته می کند. غم می خورد همه بودم -هرآنچه هست- این غم کجا نشست؟ این غم که [...]

من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن

من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن

من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن بسوزان شعله ام کن در دهان شعله آبم کن خوشا آن شب که با آهی بسوزم هستی خود را خدایا تا گریزم زین تن خاکی شهابم کن به نعمت نیستم مایل خدای خانه را خواهم مرا گر عاشق صداق نمی دانی جوابم کن اگر جنت بود بی [...]

چه کرده ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه کرده ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه کرده ام که دلم از فراق خون کردی؟ چه اوفتاد، که درد دلم فزون کردی؟ چرا  زغم، دل پر حسرتم  بیازردی؟ چه شدکه جان حزینم ز غصه خون کردی؟ لوای عشق برافروختی چنان در دل که در زمان، علم سبز سرنگون کردی زاشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا… نظر به حال دلم کن، [...]

Page 30 of 53« First...1020...2829303132...4050...Last »