لحظه ی خدافظی، به سینه ام فشردمت
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنین عزیزم من و ببخش اگه یه وقت آزردمت گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم همسفر پرستوها می شم و بر می گردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از [...]




