دلم کما میخواهد

979786893173064944651

دفترم درد میکند

واژه هایم تیر میکشند

سکوتم گیج میرود

آبریزش چشم دارم

گلویم بغض جمع شده

دلم آشوب استاز صبح هزاران بار خاطره بالا آورده ام

انگار مسموم شده ام

باز هم دروغ به خوردم داده اند

هر بار به خودم قول میدهم

فریب نخورم

و هر بار توبه میشکنم

چه کنم شیرینی دوست دارم

دروغها شیرینند و من،

همیشه تشنه ی شربتهای رنگارنگ

حالم بد است

دلم کما میخواهد

بیخبری

فراموشی

دیوانگی

دلم تلخی میخواهد،

تلخی حقیقت

کمی حقیقت حالم را بهتر میکن

دارویی تلخ و بد مزه

پرستاری میخواهم

که حقیقت در سرُمم بریزد

دلم کمــــــــــــــــــا میخواهد…

 

************************************

بعضی اوقات آدم نمی دونه چشه

نمیدونی مریضه یا واقعا مریضه

نمیدونم باید چیکار کنه و به کی بگه

هی با خودش کلنجار میره اما…

درباره نویسنده

مدیریت سایت

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بله خیر