غريبه‌ های آشنا


غريبه‌هايی هستند که يک روز با شما آشنا ميشوند…
با افکارِ شما
با حرف‌های شما
با دست‌های شما
با تختِ خواب شما
با رويا‌های شما
با تک‌ تک‌ لحظه‌های شما…
يک روز ناگهان حوصله‌شان سر ميرود
دلشان را
و دست‌ها‌شان را
و حرف‌هايشان را
و خوابشان را
پس ميگيريند
و غريبه‌هايي‌ ميشوند
با خاطراتی که پر می کنند
افکارتان را
دست‌هايتان را
خواب‌هايتان را
رويا ها
و تک تک‌ لحظه‌هايتان را
يک روز ناگهان حوصله ی شما سر ميرود
غريبه‌ای ميشويد که خودش را ترک میکند…

 

************************************

پی نوشت:

اگه یه روزی عشقتون که ترکتون کرده برگرده دوباره قبولش میکنید…!؟

درباره نویسنده

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. Maryam

    Are chon hanuz montazeresham chon midunam bekhatere khodam tarkam kard age bargarde faghat mohkam naghalesh mikonam migam zendegimi bekhateret hamechimo midam hatajunamo

    پاسخ
  2. عاشقم

    آره منم قبولش میکنم. فقط کاش دوباره دستاش با دستام آشتی کنه!
    کاش بدونه اینقد عاشقم که همه تقصیر نبودنش توی زندگیمو به گردن
    میگیرم. دلم براش تنگ شده.
    جا مانده است چیزی جایی
    که دیگر هیچ گاه
    دیگر
    هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد.
    نه موهای سیاه نه دندانهای سفید

    دوست دارم تا ابد منتظرم

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *