من حلالت کردم

 

عذاب وجدان نگیر من حلالت کردم
برو و دستاشو بگیر من حلالت کردم
تو خیانت کردی من حلالت کردم
بهش عادت کردی من حلالت کردم
من حلالت کردم من حلالت کردم
دستات تو دستــــــه اونه
خدا می دونه دارم می شم دیونه
از دست این زمونه دلم خونه
قلبم شکسته خدا چرا عشقم شد از من جدا
دارم می میرم من بی صدا

عذاب وجدان نگیر من حلالت کردم
برو و دستاشو بگیر من حلالت کردم
تو خیانت کردی من حلالت کردم
بهش عادت کردی من حلالت کردم
من حلالت کردم من حلالت کردم

 

************************************

پی نوشت:

چه بی تفــــــــاوت زندگــــــــی می کنند
آدمــــهــــــــا …
بی آنــــــــکه بداننـــــــد در گوشـــــــه ای از دنیــــــــــا
تمــــــــام دنیـــــــــای کَســـــــــی شـده انــــــــد …

درباره نویسنده

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

5 نظر

  1. امير

    من يه دختري رو دوست داشتم به اسم هما مجتهدين ولي نموند كنارم.اميد وارم هرجا هست خوشبخت و خوشحال باشه فقط همين :heart:

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *