وقتی دلت شکست

 

وقتی دلت شکست…

تنها و بی هدف

شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف

روزای خوبتو انکار میکنی

این واقعیتو تکرار میکنی

اطرافیانتو از دست میدیو افسرده میشیو از دست میریو

دور خودت هممممش دیوار میکشی افسوس میخوری سیگار میکشی

تن خسته ای ولی خوابت نمیبررره این حس لعنتی از مرگ بدترره

دل میکنی از این

دل میبری از اون

یک اتفاق تلخ افتاده بینتون

میبرری از همه

از هر کسی که هست

این حال و روزته …

وقتی دلت شکست !

 

************************************

پی نوشت:

خدایا …
یه بُر به این زندگیمون بزن …
شاید دو تا حکم افتاد دستمون
که هر نامردی آسش رو به رخ ما نکشه !!!

درباره نویسنده

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

3 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *