هرگز كسي را به اجبار نخواهيم

 

چراهمه از تنها ماندن يا تنها گذاشتن مي رنجند.
اگر از ما دل مي كنند و يا ما از كسي دل مي بريم ؛ بايد فهميد از اولين قدم راه را اشتباه رفته ايم.
گاهي ما در جاي نامناسب يا زمان نامناسب با كسي روبرو مي شويم .
در ان زمان و مكان نامناسب همه چيز دست به دست هم مي دهد تاما كه ان لحظه و ان زمان محتاجيم  ( احتياج در معاني مختلف ) ارزوهايمان را شروع كنيم …
بعد ناگهان شرايط عوض مي شود و دنيايي كه در زمان و مكان نامناسب شروع شده از بين مي رود حقيقت نه خيانتي صورت گرفته و نه دل شكستني . فقط چيزي يا بهتره بگم دليلي كه ما را كنار هم نگه داشته بود از بين رفته فقط همينفقط همين…..
عشق و دوست داشتن به دليل احتياج نداره .
ما بي دليل همديگر را مي خواهيم ؛ما بي دليل به او فكر مي كنيم . ما بدون حضور او لذت مي بريم .
ما با يادش از عشق لبريزيم با شاديش مي خنديم و در غمش گريه مي كنيم .
اين ديگر وابستگي زمان و مكان نا مناسب نيست . عشقي كه با التماس و خواهش باشد ؛
عشقي كه همراه قل و زنجير باشد . عشقي كه همراه بايد و نبايد باشد ؛ عشقي كه چرا و چگونه داشته باشد ؛
نامش وابستگي زمان و مكان نا مناسب است و زماني كه علت وابستگي از بين برود ؛
آن عشق از بين رفته است . پس عشق بدون قيد و شرط ؛ هرگز و هرگز و هرگز از بين نمي رود .
اين عشق با جدايي، با نديدن ، با آسيبها از بين نمي رود .
هرگز كسي را به اجبار نخواهيم…

ارسال شده توسط : mashalyaghoti

 

************************************

پی نوشت:


شکستـَن دل …

به شِکستن استُخــوان دنــــده می‌مانَد ؛

از بیرون هَمـــه‌ چیز رو به‌ راه اســــت،

اما هَـــــر “نفـس”، درد ا‌ست که می‌کــِـشـی !!!

درباره نویسنده

مدیریت سایت

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

7 نظر

  1. مریم ام تو

    قبلنا خیلی باحال بود ولی ما نبودیم
    بعدنا هم خیلی باحاله ولی ما نیستیم
    نسل سوخته که میگن ما هستیم…..
    در حسرت امروزی بودن باید فعلا سنت و تعصب سالهای قبل رو به دوش بکشیم تا خاکستر شیم و نسل بعد بتونه درست رشد کنه….
    عاشق نیستم اما با یه دنیا عشق زندگی میکنم….
    عاشق بودم برای نرسیدن دوستش داشتم…..
    و الان گاهی که میبینمش از خدا التماس شاد بودنش رو میکنم….
    خود خواه نیستم….ساده هم نبودم……
    لذت عشق برای من در نرسیدن بود

    پاسخ
  2. مریم

    بچه ها من خیلی عاشقم واسم دعا کنید مدت ۴ ساله که با همیم اما ۱.۵ سال که رفته اما چند وقت یکبار همدیگرو می بینیم همه چیز غیر ارادی به هم خورد خودمونم دلیلشو نفهمیدیم قرار بود با هم ازدواج کنیم اما خانواده من راضی نشدن خیلی غرورش لح شد دیگه رابطمون مثله قبل نمیشه مگه اینکه معجزه شه

    پاسخ
  3. مسعود

    عشقم عشق قدیم یادش بخیر
    عشق واقعی عشق اصیل و ماندگاه ست
    درد مند زجر آور
    عشق های فانی عشق هایی هستند که از نیاز و هوس فیزیکی سرچشمه میگیرد
    عشق واقعی عشقی است که از درون و برون سرچشمه میگیرد
    سر از پا نشناختن را در بر دارد
    وجود و روحش را با عشق کامل میبیند
    با تمام این موارد شور دارد شوق دارد درد دارد زجر دارد جنون و مستی دارد در جداییش با خاط و خاطره هایش زندگی میکند

    پاسخ
  4. mahtab

    اول دعا میکنم واسه ی دوستمون ترنج.
    بعدشم در مورد عشق میگم اونم اینکه نه که نیست اما برای خیلی از ماها غیر قابل درکه…
    فقط در یه صورت می تونی با طرفت خوش باشی اونم اینکه:
    توانایی تحمل تفاوتتو باهاش داشته باشی….
    :?:

    پاسخ
  5. سپیده

    :shock: :shock: :shock: :twisted: کی میگه عشق فقط عشقای قدیم.بیایم یکم از عشقای قشنگ حالا دم بزنیم.
    عشق ودوست داشتن در همه دوره ها وجود داره و مختص زمان خاصی نیست.

    پاسخ
  6. ترنج

    :?: سلام دوستان :
    خیلی این مطلب واسم مناسبت داشت .
    به اجبار نخواستمش او امد .اما منتظر امدنش بودم . روزها بود حس می کردم خواستنش برایم زنجیر شده و من هم زنجیر دستو پایش شدم هر چند هنوز دل نکنده ایم اما درگیریم ۴۵ روز است که هیچ خبری از هم نداریم . :evil: دعا کنید تمام شود یا عشقی ازاد از پس ان سر زند یا تا ابد به خواب رود این احساس.

    پاسخ
  7. zahra

    سلام
    به نظر من که اصلا درباره عشق های زودگذر این زمونه نباید بحث کرد چون کلا ما آدم های ماشینی اصلا عشق رو درک نمی کنیم و به ظاهر از جملات زیبا استفاده می کنیم عشق فقط در دوره های گذشته منظورم چندین سال ها پیش آمده و دوره اش هم تموم شده اگر بخوایم درباره عشق های گذشته بحث کنیم
    در مورد این جمله بگم
    این عشق با جدایی، با ندیدن ، با آسیبها از بین نمی رود
    این جمله جمله درستی نیست چون کسی که عاشق میشه نمی تونه ظالم باشه و فکر کنه که با جدا شدن یا ندیدن طرف مقابل اون رو امتحان کنه و عشق اون رو به شوخی بگیره و بگه که اگه عشقی باشه با جدایی و ندیدن …. از بین نمی ره
    عشق مثل گلی می مونه که هر روز برای اینکه زیباتر و تازه تر بشه و رشد کنه احتیاج به رسیدگی داره نه اینکه ….

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بله خیر