زخم عشق
عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!
************************************
پی نوشت:
آنها که صادقانه عاشقشان شدیم ، عشقمان را به بازی گرفتند
آنها هم که گفتند عاشقمان شده اند ، دروغ می گفتند
دسته: حرف های خودمونی, حرف های عشقولانه, دست نوشته ها, قطعه ادبی






بازم مرسی بهروز جان…
خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم آپ کردی…هر رزو میام میخونم پستاتو..
موفق و شاد باشی.. :?:
خواهش می کنم محمد جان
بروبچ فورلاو دوستت دارن :shock: :?:
:twisted: :twisted: :twisted: :twisted: mrc babate ina vagheaaan aliyan ! das marizaaaa :shock: :shock:
مرسی :arrow: :?:
سلام
چقدر قشنگ بود باید چند دفعه از روش می خوندی و فکر می کردی تا بتونی خوب درکش کنی
پی نوشتتون که حرف دل من رو زد خیلی برام جالبه ما تمام مدت به آدم های قدیمی می خندیم و افتخار می کنیم تو دوره ای زندگی می کنیم که عصر تکنولوزیه ولی مطمئن هستم که اونها هم قشنگ تر از ما زندگی کردند وهم از زندگی لذت بردند و هم مفهوم زندگی رو خوب درک کردند قشنگترین مفهوم زندگی همون عشقه که آدم های دوره ما نتونستند درکش کنند
سلام
ممنون :!:
آره واقعا همین طوره ! زندگی گذشتگان رو که ببینیم متوجه میشیم خیلی سالم تر و ساده تر و خوش تر از ما بودن …
حداقل عشق به معنای واقعی در بینشون وجود داشته و شعارها و دو رنگی ها کمتر بوده !
صداقت که باشه همه چی میاد …
:arrow:
سلام
ممنون بخاطر گفتن واقعیتها
من سکوتم با زخمی عمیق
صادقانه می گویم این هست معنای زندگی
سلام
خواهش می کنم/ ممنون
خوشمان امد میسی