Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 419

نگو نه


واسه موندن دیگه دیره نگو نه
دلم از عاشقی سیره نگو نه
باغچه ی سبز دل عاشق من
دیگه هم رنگ کویره نگو نه
اون زمون عاشق تو جوونی کرد
ولی حالا دیگه پیره نگو نه
همیشه دروغ میگی وقتی می شم ..
توی چشمی تو خیره نگو نه !!
میدونی حسی که محتاج تو بود
داره کم کمک می میره نگو نه
یه روزی گفتی میخوام برم .. حالا،
پی من یه جیی گیره نگو نه
وقتی منتظر بودم کجا بودی ؟؟
حالا اومدی که دیره نگو نه
می دونم جواب تو به ین غزل ..
یه سکوت ناگزیره نگو نه !!

************************************

پی نوشت:

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری،شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن !

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ: ,

دسته: شعر عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۱)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. هلیا می‌گه:

    خوب بود مرسی

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.