Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 850

رسم محبت آموختم …

وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی…

وقتی که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی

.وقتی که ۲۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..
صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی  ..پیشونیم رو بوسیدی و
گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه .

وقتی ۳۰ سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری .
.بعد از کارت زود بیا خونه

وقتی  ۴۰ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم
تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری
تو درسها  به بچه مون کمک کنی ..

وقتی  که ۵۰ سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم  تو همونجور که بافتنی می بافتی
بهم نکاه کردی و خندیدی

وقتی  ۶۰ سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی …

وقتی که ۷۰ ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که ۵۰ سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود ..

وقتی  که ۸۰ سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری ..
نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد

اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)
رسم محبت آموختم ..., ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

تگ: , , ,

دسته: حرف های خودمونی, داستان عاشقانه, طنز و حکایت

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۶)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. zahra می‌گه:

    به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
    و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
    چون زمانی که از دستش بدی
    مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
    اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
    با این قسمت خیلی خیلی موافقم اشتباه ما آدم ها اینه که همیشه فکر می کنیم وقت هست و همیشه فکر می کنیم با گفتم واقعت این که اطرافیانمون رو دوست داریم احتمال داره اون ها رو از دست بدیم که این کاملا اشتباهه

  2. بهروز می‌گه:

    بله کاملا با شما موافقم …

  3. سارا می‌گه:

    متن فوق العاده ای بود، باهاتون موافقم

  4. mohadeseh می‌گه:

    من ی دخترم آخه چجوری برام به پسری که دوستش دارم بگم چجوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. elina می‌گه:

    خیلییییییی قشنگ بود (امروز محبت کن که شاید فردایی نباشد ) :!:

  6. nasrin می‌گه:

    چه رازی در کلمه دوستت دارم نهفته هست که هرکس میگوید عاشقتروهرکس میشنود بیوفاتر….این نظر منه چه دختر چه بسر تامیفهمه یکی دوستش داره بی وفا میشه بس بهره نگیم لااقل غرورمون حفظ میشه لااقل نمیفهه که تو تنهایی چقد واسش گریه کردیم

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • من موندمو غمو دردو تنهایی(0)
    چرا من موندمو غمو دردو تنهایی ، خدا بگو بازم هستش فردایی ؟ من سیر شدم از این دنیای شما ...
  • زخم عشق(4)
      عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد ! من در ...
  • کسی شبیه تو اصلا در این حوالی نیست(2)
    و آسمان نگاهی که پر از زلالی نیست... کسی شبیه تو اصلا در این حوالی نیست غروب کردغزل با خ...
  • از کنارم نرو !(2)
    از کنارم نرو ! و لحظه هاي تلخ رفتنت را در حصار چشمانم زنداني نکن از چه مي ترسي وقتي عشق بين ...