Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 507

وقتی که دیگر نبودی

black,and,white,face,female,photography,woman-61be14c1c39b4ef037fe4dd8f5a78e74_h


وقتی که دیگر نبودی من به بودنت نیازمند شدم

وقتی که دیگررفتی من به انتظارآمدنت نشستم

وقتی که دیگر نمی توانستی مرادوست بداری

من تو را دوست داشتم

وقتی که تو تمام کردی من شروع کردم

وچه سخت است

تنها متولدشدن

تنها زندگی کردن

تنهامردن

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ: , , ,

دسته: حرف های عشقولانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۳)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. siavash1472 می‌گه:

    وقتی چشام به چشات نیاز داشت غرورم نذاشت تانگاهت کنم
    وقتی دستهات ، دستهام رو تمنا میکرد غرورت نذاشت دستهامون با هم آشنا بشن

    نفرین و مرگ بر این غرور

  2. zahra می‌گه:

    سلام
    برام خیلی جالبه خیلی پستتون کوتاه نیست؟

  3. بهروز می‌گه:

    مثل قدیما دیگه وقت زیادی نداریم ! شرمنده همگی …

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • عاشقانه دوستت دارم(3)
    کاش پیش من بودی کاش دستانت در دستانم بود و لطافت هزار ابر سپید بهاری را در دست داشتم ...
  • برات عجیبه این …(1)
    میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش میدونم که خنده دار...
  • چتری خواهم شد برای تو(0)
    اگر باران ببارد چتری خواهم شد برای تو چه اندیشه غریبی است این اندیشه ها وقتی به تو می ان...
  • شرم بادت از عشق(7)
      شرم بادت ....! ازمن و سادگیم ازنگاهم که چه بیهوده به راهت پژمرد. واز آباد ترین ...