وقتی که دیگر نبودی
وقتی که دیگر نبودی من به بودنت نیازمند شدم
وقتی که دیگررفتی من به انتظارآمدنت نشستم
وقتی که دیگر نمی توانستی مرادوست بداری
من تو را دوست داشتم
وقتی که تو تمام کردی من شروع کردم
وچه سخت است
تنها متولدشدن
تنها زندگی کردن
تنهامردن
دسته: حرف های عشقولانه








وقتی چشام به چشات نیاز داشت غرورم نذاشت تانگاهت کنم
وقتی دستهات ، دستهام رو تمنا میکرد غرورت نذاشت دستهامون با هم آشنا بشن
نفرین و مرگ بر این غرور
سلام
برام خیلی جالبه خیلی پستتون کوتاه نیست؟
مثل قدیما دیگه وقت زیادی نداریم ! شرمنده همگی …