روز مادر مبارک
تا دفتر من گشود مادر
از هستی من، نشانه ای نیست
خود بودن من چه بود، مادر
ناموخت مرا زمانه درسی
رندانه ام آزمود، مادر
من در یتیم و گردش چرخ
از دست توام ربود مادر
در دامن روزگارم افکند
از دامن خود چه زود مادر
حالیست مرا که گفتی نیست
گریم همه رود رود مادر
هر روز سپهر سفله داغی
بر داغ دلم فزود مادر
از اختر من شدست گویی
دریای فلک کبود مادر
این ابر منم کز آتش دل
بر چرخ شدم چو دود، مادر
با من همه بخت در ستیزاست
من خاستم، او غنود، مادر
ابریشم بخت من تهی گشت
یکباره ز تار و پود، مادر
این کودک درد آشنا را
ایکاش نزاده بود، مادر
شعریست که در غم تو، فرزند
با خون جگر سرود مادر
وحیای فاطمه زهرا (س) ، ای بهار کوتاه، ای زلال کوثر، ترنم همیشه جاری باران وحی ، ای عصاره عصمت ، زهرا (س) ، ای آیینه پاکی ، در شکوه مقام تو حیرانم ، معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند، برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.ای فاطمه اطهر (س)، ای که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی…
غریب من از گردش زمانه گرفت * به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغضِ گلوگیر من کنار بقیع شکست * و دیده زدل اشک دانه دانه گرفتزپشت پنجره ها دیدگان پراشکم * سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفتنشان شعله و درد و نوای زهرا را * توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفتمصیبتی است علی را که پیش چشمانش * عدو امید دلش را به تازیانه گرفتفراق فاطمه را بوتراب باور کرد * شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفتفاطمه زهرا (س) ، ای الگوی زن مسلمان و مقتدای هر انسانی در راه رسیدن به کمالات و فضائل اخلاقی، وجود مقدست در جهان معنا و آشکار، عصاره نیکی ها و ارزشها است و خوی و سرشت و زیبایی ظاهر و باطن پیامبران، بانوان بهشت و فرشتگان، یکجا در وجود پربرکتت جمع است.حضرت فاطمه زهرا (س) ، همواره بی اعتنا به ظواهر این دنیا و آزاد از حصار جاذبه های آن بود او همواره به باطن واقعیات ، نظر داشت و به ماورای این جهان می اندیشید و برای کسب رضایت الهی حرکت می کرد،بنا بر این سزاوار است زندگی درخشان او الگوی زندگی انسانها شده تا آنها به سعادت و پیروزی دو جهان نایل شوند.وجود مبارک حضرت فاطمه (س) تنها یک تفکر یا تصور یک حقیقت حیات بخش نیست، بلکه تجسمی عینی و زنده از برکت خداوند بر انسان است.اگر تا قبل از حضور زهرا (س) در عالم خاکی انسان معناگرا مجبور بود گوشههایی از نعمت یک زن مقدس را در اسطورهها، الههها و افسانهها جستجو کند یا متوسل به پاکدامنی حضرت مریم یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاکی و عینی حضرت زهرا (س) برای انسان کمال گرا یک الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام فاطمه دختر رسول اکرم (ص) بود.فاطمه زهرا (س) ، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ، داراى ارتقاى روحى و معنوی، چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام لحظات حساس و سرنوشتساز، چون هاجر، صبور و با استقامت.آری ، حضرت زهرا (س) نه تنها تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود، حقیقت حسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود و از این فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن بود.از این رو است که فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی میدانند. اگر حضرت فاطمه (س) پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاک هبوط را به قدوم خود مبارک نمیکرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد کنند، جهانیان با توسل به اوست که توکل به احد را میآموزند و از نور هدایت ایشان است که برکت زندگی دنیایی درک میشود.بنا بر این بیدلیل نیست که بعد از درگذشت ملکوتیش، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش او در عالم فانی التیام یابد.
دسته: حرف های خودمونی








برای عشق من ……….
یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه میکنی؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه
گفت: من نمیفهمم. مادر گفت: تو هیچگاه نخواهی فهمید. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید که
چرا مادر بیدلیل گریه میکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای «هیچ چیز» گریه
میکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمیدانست که چرا زنها بیدلیل
گریه میکنند.
بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را میداند. او از خدا پرسید: خدایا،
چرا زنان به آسانی گریه میکنند؟
خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم میخواستم او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانههای او را
آنقدر قوی آفریدم تا بار تمام دنیا را به دوش بکشد. و همچنین شانههایش آن قدر نرم باشد که به
بقیه آرامش بدهد و من به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شدهاند او تسلیم
نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از خانوادهاش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر
شده است بدون این که شکایتی بکند. به او عشقی دادهام که در هر شرایطی بچههایش را
عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند.
به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا
جایی در قلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به
همسرش آسیب نمیرساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش میکند و به او این توانایی
را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند. و در آخر
به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی
که به آنها نیاز داشته باشد.
او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک میریزد. خدا گفت: میبینی پسرم، زیبایی یک
زن در لباسهایی که میپوشد نیست. در ظاهر او نیست و در شیوه آرایش موهایش نیست و بلکه
زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است. زیرا چشمهای او دریچه روح اوست و قلب او جایی است
که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.
این با تمام وجود تقدیم به عشقم و تمام عاشق جوان
خیلی زیبا بود واقعا خودت نوشتی خیلی زیبا بود مشخصه که مامانت رو خیلی دوست داری
امین جات لذت بردم ، مرسی از اینکه ارسال کردی
ما هر چه داریم از مادر است ، هر چه از آنها تقدیر کنیم با کم است ، خدا مرا ببخشد که در برخی موارد نسبت به ایشان کم لطفی کردم .
امین جان در نهایت باز سپاس گذارم
my mother i love you and i need you,even tough
i love you and i need you,even tough
i may at times have made you tear your hair
i set myself apart,bet even so
your presence and your loves are always there
you are my jail cell and ten-ton door
that keeps me from just being who i am
and so i pound the walls and go to war
ramming all the rules that i can ram
yet though i mast rebel,all the while
i know your love,s the ground on wich i stand
i wait upon the flash of your pround smile,my mother
and twist inside at every reprimand
i,m sorry for the times i,ve caused you pain
after these brief storms,love will remain