Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 593

لحظه های کاغذی


خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ: , , , , , ,

دسته: حرف های عشقولانه, شعر عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۳)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. siavash1472 می‌گه:

    هیییییییی
    یه جورایی حرف دل من رو زده
    دم شاعرش گرم
    ):

  2. امین می‌گه:

    چه زیباست بخاطر تو زیستن

    وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن
    و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن
    برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن
    ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است
    بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست
    ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست
    و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد
    حرفها را گاه نمی توان گفت
    من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم تداعی میکنم
    وعطر نفسهای تورا در بند بند وجودم می بلعم

    تقدیم به عشقم و تمام عاشق جوان

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • دلیل بودن ، دلیل هستی(10)
    دلم واسه خودم تنگ شده واسه "من" بودنم واسه روز قبل دچار شدنم واسه یه جای ساکت وآروم اونقدری...
  • باید فراموشت کنم(2)
    باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ،...
  • تار و پود تنهایی(1)
    دیشب باز هم در تار و پود تنهایی گم شدم و در تاریکی این ترس خفتیدم ترس از تنهایی شازده کوچولوی ...
  • ظالم کی مثل من عاشق دل سنگت میشه !؟(4)
    قلم خشک شده است و نای نوشتن را ندارد دستهایم بی رمق است ،افکارم درهم گردیده است ... از چه میخواه...