Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 924

دود می خیزد ز خلوتگاه من


دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریای بی خبر
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید
تا بدین منزل پا نهادم پای را
از درای کاروان بگسسته ام
گر چه می سوزم از این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهرمن
دود می خیزد هنوز از خلوتم
با درون سوخته دارم سخن
سهراب سپهری

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)
دود می خیزد ز خلوتگاه من , ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

تگ: , , , , ,

دسته: شعر عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۱)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. ساراناز می‌گه:

    من شوهر نموخام بگو ننت اینا نیاتان .خودمونیم رفیقات ÷ایین برا ما سرویس میکنن تا بیان

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • بغض تنهایی من(0)
    در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی ببین...
  • انتظار(1)
    نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میش...
  • نفرین(10)
    همه ی دلخوشیامو كشتی رفتی بی جهت منو بازیچه دونستی، واسه چی بی معرفت ؟! من كه با یاد تو ...
  • بیش از عشق بر تو عاشقم(11)
    نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو ، بتوانم با واژه ها بیان کنم.. اینها سرشارترین احساسات...