تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند،
به رقص می آیند،
سرود میخوانند!
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو:
به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟
ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!
تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.
”فریدون مشیری”
دسته: حرف های عشقولانه, قطعه ادبی






خدا نکنه باز با این دختر پسرا قرار مرار داری ؟
من زنت شم گفته باشم نمیزارم رنگ کوچه رو ببینی میدونی که جامعه خراب من اعتماد ندارم ۶۷ ای
از عشق پرسیم توکیستی؟
از همه پرسیدن عشق چیست….؟؟؟؟
از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت……..بازی
از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت……. کینه.
ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت ……… پول وثروت.
از پیری پرسیدن عشق چیست؟ گفت………… عمر
ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت …….از من خوشبوتر.
از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت………. از من زیباتر .
از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت …….از من سوزانتر.
……ودر آخر از خود عشق پرسیدن …………؟؟؟؟
ای عشق تو کیستی ؟؟؟
گفت:
به خدای عاشق قسم نگاهی بیش نیستم. و بس
تقدیم به عشق مقدس من و تمام عاشق های جوان
سلام
من این شعر رو خیلی دوست دارم
ممنونم