دل شد فنای عشق و کسی چاره ساز نیست


دل شد فنای عشق و کسی چاره ساز نیست

این غم کجا برم که دلی اهل راز نیست

دارم نیاز صحبت یاران دلنواز

کز یار دلنواز کسی بی نیاز نیست

دانم که عشق ،مایه شعر است و زین قیاس

آنجا که عشق نیست، سخن دل نواز نیست

ای آشنای راز ،  مرانم به قهر و ناز

کاین حربه قدیم ، دگر کار ساز نیست

ما نقد عمر خویش به ناز تو داده ایم

این جان خسته بیش خریدار ناز نیست

من مهر می نمایم و تو ناز می کنی؟

در کارگاه عشق بدین فن نیاز نیست

دیشب به یاد روی تو چشمم نخفت هیچ

هرگز شبی به عمر ، چو دیشب دراز نیست

“شیوا” نیاز جمع برآور که در جهان

جز در میان جمع، کسی سر فراز نیست

درباره نویسنده

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. امین

    گفتمش آغاز درد عشق چیست؟

    گفت آغازش سراسر بندگیست

    گـفتمش پـایـان آن را هـم بگــو

    گفت پایانش همه شرمندگیست

    گـفتمش درمـان دردم را بگـــو

    گفت درمانی ندارد، بی دواست

    گفتمش یک اندکی تسکین آن

    گــفت تسکینـش همـه سـوز و فنـاسـت

    خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه … خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني … خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري … خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي … خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره … خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

    اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

    تقدیم به عشقم”…….”

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *