Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 391

من ماه را دوست می دارم



من ماه را دوست می دارم ….

شغل من این است که ساعتی پس از غروب ،

غروب سرخ ، غروب پرغم ،

یک غروب دیگر بی تو ،

بنشینم و آسمان را بنگرم ،

بنشینم و ماه را نظاره کنم …..

و من ماه را دوست می دارم ، نه به خاطر آن که زیباست

- که زیبایی او بسی کوچک است در برابر زیبایی تو -

بلکه او را دوست دارم ، از آنرو که در بسیاری از شبها تو را دیده است …

تو را دیده است و البته خجل شده است ،‌ که در برابر نور عظمت تو ،

چه ناچیز می درخشد

و چه کوچک !

و چه بی نور !

و یقین می دانم که تو نیز ماه را دیده ای .

نیک باور دارم که تصویر ماه ، در چشم های زیبای تو نیز درخشیده است

و برای همین است که دوست دارم تمامی شبها ، خیره خیره ،

ماه را بنگرم تا تصویری که در چشم تو درخشیده است ، در چشم من

یعنی دیدگان مرد عاشق آشفته نیز بدرخشد !

بگذار واسطه ی بین من و تو ، همین ماه باشد تا من دل خوش کنم

به این که شاید

زمانی که به ماه می نگرم ، تو نیز در همان لحظه او را در حال نگریستن باشی

و آن وقت ‌،‌ ما ، من و تو ، هر دو در یک لحظه ، به یک چیز نگریسته ایم

و هردو در یک لحظه به ماه اندیشیده ایم ….

آه ! چه لذتی دارد این احساس نزدیک بودن به تو !

چه شوری دارد این حس ِ هم احساس شدن با تو !

بگذار واسطه بین من و تو همین ماه باشد

و بگذار تا من ، به این واسطه ی بین ما بگویم که چقدر در آرزوی توام!

که چقدر محتاج توام !

که چقدر فدایی تو ام !

که چقدر بی تو هیچ ام !

و چقدر بدون تو پوچ ‍!

و چقدر …. ‍!

بگو که آیا به دیدار عاشق دل سوخته ی خویش نمی آیی؟

و بگو که آیا می شود عاشقانه کسی را دوست داشت و در این آرزو نبود که

تصویری از او داشت؟

و بگو که من ، این شیدای دیوانه ی سرگشته ی تو ، چه کنم با این غم عظیم

که هیچ تصویری از تو ندارم ؟

پس بگذار که تنها یک نظر ، حقیقت ماه را نظاره کنم .

همان یک نظر مرا بس است .

من همان یک نگاه را ، هر روز هزار بار ، در ذهن خویش مرور خواهم کرد .

پس تنها یک نظر !

تنها یک نگاه !

برای یک لحظه !

برای قسمتی از لحظه ای !

….

آه ! چه کنم با دلی که تو را می خواهد ؟!

چه کنم با قلبی که همه آتش است از دوری تو ؟!

چه کنم با چشمی که تشنه ی باران اشک است از جدایی تو؟!

چگونه خاموش باشم؟!

چگونه آرام گیرم؟!

چگونه آرامش یابم؟!

تو را به مهر !

تو را به دوستی !

تو را به خدا!

فقط یک نظر ….
تنها یک نگاه!

ارسال شده توسط دوست خوبمون ” غزل  “

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: +1 (from 1 vote)
من ماه را دوست می دارم, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

تگ: , , ,

دسته: حرف های عشقولانه, قطعه ادبی

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • زیبا ترین قلب(0)
    مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود وادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد.قلب او کاملا سالم بود ...
  • ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام…(1)
    این روز ها در روند معمولی زندگی سیر میکنم.کتابهایم و خیالم و گاه رانندگی در دسترس ترین دوستانی ا...
  • سال نو مبارک(1)
    سال 1391 برعاشقان مبارک به نام خداوند نوآفرین بویِ بهبود ، ز اوضاعِ جهان ، می شنوم : شادی آور...
  • ترین ها(2)
    سازنده ترین کلمه گذشت است آن را تمرین کنید. عمیق ترین کلمه عشق است به آن ارج بنهید. بی ر...