Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 415

هنوز به راه رفته ات نگاه میکنم


هنوز دارم به پشت سرم نگاه میکنم
نه تو هستی
نه حتی سایه ام
ولی من هستم
بایه لبخند ساده بی ریا
از به یاد آوری قشنگی های
با تو بودن
هنوز به راه رفته ات نگاه میکنم
خدایا این صبر را چگونه به من دادی
فکر میکردم روزی که برود من می میرم
ولی من اینجام
نفس می کشم
راه می روم
زنده ام
و قلبم هنوز عاشقانه میتپد
برای او که دیگر نیست
این حس عارفانه از کجا آمد
که مرا در حریری از آرامشی طلایی گرفت
هنوز نگاههای تو خاطرم را قلقلک می دهد
و شکوه مهربانی هایت ذهنم را آذین می بندد
نمی دانم چرا
ولی حس میکنم امروز بیشتر از هر وقت دیگری
از تو دورم و بی نهایت به تو نزدیکم
امروز دیگر تو در منی
نه
تو خود خود منی
نمیدانم چرا
ولی من تازه امروز تو را یافتم……………



VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ: , , ,

دسته: حرف های عشقولانه, قطعه ادبی

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۱)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. Elham می‌گه:

    سلا دوست عزیز وبلاگ بسیار خوبی دارید. اگر مایل بودید با هم تبادل لینک کنیم. اسم لینک من رو به اسم (( دنیای فشن و مد )) یزار . و یعد لینک تو نظرات وبلاگم بزار تا منم سریع لینکتو ثبت کنم.
    موفق باشید . پیج رنک من ۳ هست .

    http://www.world-fashion.mihanblog.com

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • شریک زندگی(0)
    در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آن...
  • داستان کوتاه بیسکوئیت(6)
    زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گ...
  • کجایی؟(4)
    کجایی؟ برفی است هوای نوشته هایم. تنهایی ام را  با این سیاهی کلام فریاد میزنم ... تنهایم مثل ثان...
  • صدای قدم های تو(0)
      ذهن مه گرفته ی من هنوز خش خش برگها را با صدای قدم های تو می سنجد ترنم زیبای برگهای پ...