منطقه نظامی هاشمی نژاد
سلام دوستان چطورید ؟!
جاتون خالی پریشب ساعت ۱۰ بود با بروبچ رفتیم عباس آباد و یهو تصمیم گرفتیم بریم منطقه نظامی هاشمی نژاد که مال سپاه هست ! از دور دیدیم باحاله و یهو رفتیم جلو !
اول راه ندادنمون تو و بعد که فهمیدن کی هستیم در رو باز کردن و منم گاز دادم رفتم تو !
فکرشو بکنید یه جنگل بزرگ و دست نخورده که هیچ آدمی هم توش نبود !!!!!!
شب رو موندیم و جوجه درست کردیم :
بعد رفتیم سراغ چوب جمع کردن برای آتیش و کلی تو تاریکی حال کردیم ! از ترس آدم میمرد !
یاد فیلم های ترسناک افتاده بودم که یکی یکی شخصیت های داستان کشته میشن …
آتیشمون تا صبح روشن بود !
با این که عکسبرداری ممنوع بود ولی من کلی عکس گرفتم که فقط چند تاییش رو اینجا گذاشتم ببینید !
سیم خاردار ها نمیذاشت بیشتر برم جلو !
شب رو هم اونچا خوابیدیم و نصفه شب بارون گرفت و اما ما مجهز با رختخواب رفته بودیم تو آلاچیق !!!!!
صبج از همه دیر تر بیدار شدم و یهو دیدم هیچ کسی تو آلاچیق نیست !
اول ترسیدم و فکر کردم مثل فیلم های ترسناک همه کشته شدن و من قهرمان داستانم که زنده موندم ! اما بعدش دیدم صدای پا میاد …
نمی دونم عکاسیم خوبه یا نه ولی همشو خودم گرفتم ! نظر شما چیه ؟!
واقعا منطقه زیبایی بود و همه چیزش بهمون حال داد ! مخصوصا سربازی که مهمونمون بود نصفه شبی و کلی خاطرات خالی بندی تعریف کرد و ما مثلا باور کردیم !
اون سرمای نصفه شبش و زیر پتو رفتنمون و بارونش هم فاز داد !
ساعت ۲ ظهر هم برگشتیم خونه و نهار بچه ها مهمون من بودن و اومدن خونه من !
منم که حسابی بهشون حال دادم و یه غذای خفن درست کردم که رفتن فضا !
اینم از آخر هفته ما !
فقط ایمان جون جات خالی ! وقتی نیستی یه چیز کمه …
هیچ کدوم بچه های اینجا مثل بروبچ خودمون نمیشن .
![]()
دسته: حرف های خودمونی, دست نوشته ها
















ای وای قلبم .
آی وای بهروز دلم خواست .
بی تو حال نمیده
همش سر کارم .
نمیدونم چی کار کنم دیگه .
سر کار هم نباشم پست کامپیوتر دارم خودمو بروز می کنم .
انگاری نسخه فکر قدیمی شده و دارم جدیدش می کنم.
خدا کنه اینترنت قطع نشه و ریست نشم
بیا بودو بریم ددر ….
از دور می بوسمت.
جات خالیه کاش میومدی !
حالا تو که نیومدی خودم پا میشم میام پیشت ! آخر هفته !
جالب بود زیبا
عالی بود
عباس آباد پارسال بود رفتیم قلیون کشیدیم!
سیزده بدر هم جنگل پاسند بودیم!
خوبه دیگه جای منو خالی کنید لطفا!
معتاد هم بودی خبر نداشتیم !!!
چشم !
معتاد؟؟؟؟؟؟؟
نه بابا!
اتفاقا اولین بار پارسال عید اونجا کشیدم!
من بهشهر و می خوام!
بهروز اینجا جا داره بهت بگم کوفتت بشه!
خوب معتادی از همین جاها شروع میشه دیگه !!!
کوفتم هم نمیشه ! برو حالشو ببر