بیش از عشق بر تو عاشقم

WED74

نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو ، بتوانم با واژه ها بیان کنم..

اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام..

با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم..

واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند..

گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم..

می توانم بگویم آنگاه که با توأم چه احساسی دارم..

آنگاه که با توأم احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند..

آنگاه که با توأم چون گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند..

آنگاه که با توأم چون امواج دریا هستم که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند..

آنگاه که با توأم رنگین کمانی پس از توفانم که پر غرور،

رنگهایش را نشان طبیعت می دهد ..

آنگاه که با توأم گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته است..

اینها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است..

“تو همانی که همیشه به او اندیشیده ام”

“تو برای من مهمترینی در جهان”

“تو همانی که دوستت دارم”

شاید واژه عشق را ساخته اند تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند..

اما باز هم این واژه کافی نیست..

با این همه چون هنوز بهترین است..

بگذار بگویــــم و باز بگویـــــــم :

“بیش از عشق برتو عاشقم”

باش با من بهتریــــــنم ..

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی ست

هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی ست

*******************

می میرم برات .. نمیدونستی می میرم بی تو ، بدونـــــه چشات …

درباره نویسنده

مدیریت سایت

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

مطالب مرتبط

8 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بله خیر