Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 693

بهانه دیدار

1450726-b

وقتی بهانه ای را برای دیدارت به چنگ می آورم
دلم می خواهد تمام بهانه های دنیا نصیبم شود
تا با هر بهانه تو را نزدیکتر به خود احساس کنم !
دستهایت را محکمتر در دستهایم بگیرم
نفسهایم پر شود از نفسهای تو
و نگاهم را در نگاه مهربانت غرق کنم !
اما روزگار همیشه با دل من همراه نیست
و گاهی مدتهای طولانی تو را از نگاهم دور می سازد
و من می مانم و خاطره های گذشته !
چه دلتنگ می شوم و چه از خود بی خود
وقتی بهانه ای برای شکستن فاصله ها و پایان تمام دوری ها نمی یابم !
اما همیشه به همین دور از تو بودن ها دل خوش و امیدوارم !
زیرا همین امیدواری باعث شده تا باور کنم
که روزی این دوری ها پایان می یابد
انتظار تمام می شود
و من با بهانه ای دیگر دوباره تو را در کنار خود دارم !

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ: , , , , ,

دسته: حرف های عشقولانه, قطعه ادبی

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۶)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. zahra می‌گه:

    سلام
    برای دیدن هر کسی بهانه لازم نیست اراده لازمه
    خیلی زیبا بود مثل همیشه

  2. zahra می‌گه:

    راستی تو شمال شونه پیدا نمیشه اگه پیدا کردی شونه بده به این خانومه که موهاشو شونه کنه البته ببخشیدا

  3. بهروز می‌گه:

    نه اینجا شونه نیست !
    میبینی که منم تو هم عکس هام شولیده هستم ! :))

  4. شهرام می‌گه:

    اوا مگه این یارو خانومه؟؟؟؟؟؟؟ از کجا فهمیدید خانومه؟؟؟
    آره با هیچ بهانه ای به یارو بگی دوست دارم با لنگه گفش میزنه تو سرت
    بهروز نکنی از این کاراها !!!

  5. nahal می‌گه:

    ghiyafat ghabele tahamole
    omidvar bash

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • زخم عشق(4)
      عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد ! من در ...
  • توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز …(1)
    شباهنگام وقتی برای باز هم از تو نوشتن به دنبال بهانه ای می گشتم طنین آنچه را همیشه می...
  • داستان کوتاه بیسکوئیت(6)
    زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گ...
  • گلهای سرخ(1)
    ---گلهای سرخ به این زیبایی میشکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی در آیند و نیلوف...