Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 236

خداحافظ …

ForLove.ir

و تو رفتی تنها
آخر قصه ی ما اینجا بود
خداحافظ همان کلامی بود
که تو در پشت خنده ها کشتی
( و در آن لحظه هیچ حرفی نیست )
نازنینم خداحافظ
پشت سر هیچ نگاهی به هرچه مانده مکن
شب و روز من با تنهایی
مثل یک برگ زیر پای بی تفاوتی است
تو برو
ماندن من مرگ من است …
نازنینم خداحافظ
تو خودت شاخه ای از فاصله را هدیه ام آوردی
تو خودت خواستی که دور از هم
شعله خاطره ها را به دست باد دهیم
و من میان بهت و غرور
حرف آخر را زدم …
نازنینم
خداحافظ

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ:

دسته: حرف های خودمونی

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • میشه از عشق تو مُرد …(1)
    یه جمله نوشتم که سر و ته نداره ! بخونید : میشه از عشق تو مُرد ... میشه با خاطرات به رویا رسی...
  • کجای جاده…(2)
    سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد، کجا دستات و گم کردم که پایان من اینجا شد، کجای قصه خوابی...
  • گاهی سخته قبول اینکه …(0)
    گاهی سخته قبول اینکه عاشق شدی... گاهی سخته قبول اینکه دلت دیگه ما خودت نیست... گاهی سخ...
  • جغرافیای قلبم را می شناسم(2)
    تمام جغرافیای قلبم را می شناسم. کوههای بلندش را ، دره های عمیقش را، جنگل های فشرده و تو در توی...