Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 688

گفتم و گفتی …

ForLove.ir

گفتی از ناله ی شبگیر کسی در قفسی ،
بنویسم سخنی ،
هر نفسی ،
باز بسی

گفتی از چهره ی ماتم زده ی غم بنویس !!
گفتی از ناله در این نامه فراوان بنویس !!
گفتی و رفتی و جستی و ندانستی تو
که من از روز ازل بسته به زنجیر تو ام …
شبم از غم ، غمم از تو و تو گفتی بنویس !!!
غم از این غم که ندارد ثمری هر سخنی …
و از این غم بسیار
که نخواندست کسی از ورقی … !!
گفتی از آنچه تو داری بنویس ؛
گفتی از آنچه تو خواهی بنویس ؛
گفتی از آنچه تو دانی بنویس ؛

گفتم از غم بنویسم که چرا
کانچنین موج خموشی به تن آزرده مرا ؟؟!!
گفتم و رفتم و جستم و ندانستی تو ،
غم من آنچه تو می پنداری نیست !!!
در خاطره ام …
هرگز نیست
آنچه در آینه ی چشم تو معنا شده است !
غم من راز خموش صدف دیده ی توست !!!
که ندارد پر و بالی و نداند گذری …
غم من شعله ی لرزان دل خسته ی توست !!!

تو که در دیده ی صیاد به دام افتادی
چه بخواهی …
چه نخواهی …
تو بدان !!
بال و پری نیست که پرواز کنی !!!
غم من خواهش پرواز تو بود …

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 7.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)
گفتم و گفتی ..., ۷٫۰ out of 10 based on 1 rating

تگ:

دسته: حرف های عشقولانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۷)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. hadi می‌گه:

    گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
    گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید…

    سایت جالبی دارید و جملات کوتاهش واقعا زیبا و جالب بود…
    ;-)

  2. zahra می‌گه:

    سلام
    خیلی زیباست با احساس بیان شده

  3. بهروز [TakStars] می‌گه:

    سلام
    لطف داری آقای هادی و خانم زهرا عزیز.
    ممنون از نظر و بازدیدتون . ;-)

  4. فرزانه می‌گه:

    خیلی قشنگ بود. ممنون

  5. یونس امیری می‌گه:

    خیلی قشنگ بود
    خیلی وقته دنبال همچین مطلبی واسه عشقمم……….. :?: :?: :?: :?: :?: :?: :?: :?: :?: :?:

  6. یاس می‌گه:

    سلام
    من می خواستم این نوشته را در وبلاگم بذارم و دنبال نویسنده اون هستم. شما خودتون نوشتید ؟
    با ارزوی موفقیت دوست عزیز

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • شر فقدان خدا در قلب افراد است(0)
    روزی استاد سر کلاس درس تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد . او پرسید :آیا خداوند هر چیز...
  • بوسه(5)
      ‏سيگار بعدي را روشن ميکنم کامي از لبش ميگيرم بجاي لبهايي که چندي است نبوسيده ام انگ...
  • اعتراف عاشقانه یک عاشق!(4)
      بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده. فکر نکن بی وفا هستم، دلم از سنگ نشده... ا...
  • ســـــکوت را دوست دارم(4)
    ســـــكوت را دوست دارم زيرا در خــــود رازي بس عظيم ، نهفته دارد آنگاه كه قاصدكهاي عاشق ...