Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 242

پرواز بی پروا

ForLove.ir

پرهایم را پروایی دربرگرفته بود

و دلم را نیز

و این پروای پرواز بود که وجودم را پر کرده بود

بودی و نبودی

حالا که رفته ای نه پرهایم


نه دلم

و نه وجودم هیچ پروایی ندارد

آن روز که رفتی پرهای شرمم ریخت

و مرغ دلم گریخت

آغوش تو قدرت داد پرهایم را

و در هم ریخت پروایم را

تا برخیزم، بال بگشایم و پرواز کنم

پروازی بی پروا

حالا که نیستی

گویا که بیشتر پیش من هستی …

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ:

دسته: حرف های عشقولانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • هر روز آشناتر می شویم(3)
    می نشینم روبرویش... می نشیند روبرویم... با آن چشمهای زیبا كه یك دنیا عشق را در خود گنجان...
  • سکوت(3)
    یادم «هست» که همیشه از آن بالا مراقبی. یادم هست، که لحظه‌ای چشم از مراقبت برنمی‌داری، حتی آن وقت‌ها...
  • مرا به من بازگردان !(1)
    همیشه گفتی و می گویی برو ! خواهش من ماندن است و تو از یك آدم رفته حرف می زنی . می دانم از ...
  • بیچاره دخترا(1)
    آخه ما دخترا چیکار کنیم از دست شما.خداییش گناه داریم !!! بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گ...