Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 540

دوباره با نگاه من نگاه تو یکی شده …

شب است . ساکت و آرام به مهتاب شب روشن نگاه می کنم. حتی تپش ثانیه ها را در وجودم حس نمی کنم . و لحظه ای نیست که با یاد تو آرام نگیرم.

تو را دوست دارم. این را بارها گفته ام . نه؟

و مثل اینکه به تو تا پای جان انس گرفته ام و این عادت نیست. دوستی و مهر است . نه؟

چه روزی می تواند غمگین تر از روزی باشد که نگاهت را از من دریغ کنی. چیزی زیباتر از عشق و جاودانه تر از دوستی در این دنیا وجود ندارد. قلبهایمان برای هم می تپد. اما زبان از گفتن این همه حقیقت سر باز می زند.

مهربانم تو بگو:

بعد از تو از کدام دریچه

آسمان را به تماشا بنشینم

و با کدام واژه عشق را معنا کنم

بی تو

همه ی فصلها خاکستری

و همه ی ستاره ها خاموشند

کیفر شکستن دل من چند جاده غربت

و چند آسمان تنهایی است

باور کن

من هنوز هم

به قداست چشمان تو ایمان دارم.

برای او که وسعت قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است

456g5467456g

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: +1 (from 1 vote)

تگ:

دسته: حرف های خودمونی, حرف های عشقولانه, دست نوشته ها

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۲)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. farshad_clayderman می‌گه:

    salam… chand ta az matalebeto khundam…
    kheyli ghashang boodan
    design e site ham harf nadare…
    (;

  2. sima می‌گه:

    رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم

    قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
    عشق بازیچه ی شهر است ولی در ده ما

    دختر عشق نجیب است بیا برگردیم

    کرمها در دل هر کوچه اقامت دارند
    روستا مامن سیب است بیا برگردیم

    چه حسابیست در این شهر که در مبحث جبر
    جای بعلاوه صلیب است بیا برگردیم

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.