دل نوشته های سه بد بخت

راستش چند وقته اعتماد به نفسم رو کامل از دست دادم توی جمع دوستان، فامیل تقریبا همه جا. احساس می کنم بود و نبودم توی جمع اصلا برای کسی مهم نیست و هیچ کس از حضورم خوشحال نمیشه. احساس میکنم وقتی حرف میزنم کسی توجه نمیکنه و همه دوست دارن که من زودتر خفه بشم. به خاطر همین توی جمع خودم رو می کشم کنار. خیلی سعی کردم این حس رو از خودم دور کنم ولی تا می خوام حرف بزنم این فکر که دیگران از سکوتم خوشحال ترن میاد سراغم. نمیدونم باید چی کار کنم از این حالت متنفرم.
دلم میخواد زندگی ام به جهش رو به جلو داشته باشه مثلا ۳، ۴ سال اما بعضی وقت ها میترسم که آینده اون طوری نباشه که من همیشه توی ذهنم دارم و حتی توی خواب هام می بینم. بدجوری موندم تو منگنه! اما تا چند وقت پیش دیدم که اصلا اینطور نیستم چرا که خودمو پیدا کردم فهمیدم کیم خوب آره یه سری مشکلاتی رو دارم اما دارم حلش می کنم یا حداقل اونی هم که بلد نیستم جوابشو پیدا کنم سری از تو برگه های امتحانی زندگیم حذف می کنم تا معطلش نشم . تو این مدت یا بهتر بگم تو این چند سالی که دارم از زندگی لدت می برم فهمیدم که انسان باید خودشو باور کنه همه چی حله اما حیف که دیگران اونو باور نمی کنن ….
دوستام ؛ آره دوستام خوبن خدا رو شکر که دوستانی دارم پاک تر از آب امیدوارم که وقتی نرسه که ترکشون کنم….
اینم ماجرای ما سه بدبخته . اصلا می دونی چرا سه بد بخت چیه ؟ خوب فکر کنی می فهمی که ما ۳ نفریم که داریم واسه گذر از این زندگی تلاش می کنیم وقتی که زورمون نمی رسه حرفی رو جایی بزنیم میایم اینجا دردودل می کنیم . درد و دلی آشکار تر از ریزش برف…
نمی دونم شاید با نوشتن این چیزا بتونیم راه زندگیمونو بهتر پیدا کنیم اما به نظر خودم شما دارید بهتر پیدا می کنید. می دونید چرا ؟ چون داری وقت گرانبهاتو واسه خوندم قصه ی دلتنگیای من و دوستام میذارید و تجربه کسب می کنی ممنون از اون دل پاکتون . به هر حال سرتو درد نیارم و زود ختم قائله کنم و یه شعر زیبا براتون بگم تا لذت از عشق به زندگیت بیشتر بشه ….
فدای همه ایمان/
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی
دسته: خاطرات عاشقانه, شعر عاشقانه






دوست دارم.
خیلی می خوامتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت…
مرسی بهروز جون
من که از سکوت ناراحت کنندت ناراحت میشم
عزیزی برام
مرسی عجب شعر جوادی!!!
چشات جواد میبینه !!!!
نمیدونم شاید بعضی وقتا به خیلی از ماها این حس دس بده ولی اینو خوب میدونم که
خدا ان حس زیباییست که در تاریکی صحرا زمانیکه هراس مرگ میدزدد سکوتت را یکی مثل نسیم دشت میگوید کنارت هستم ای تنها