Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 578

من و تو ، درخت و بارون…

شاید امشب متفاوت تر از قبل دارم چیز می نویسم ! نمی دونم ولی شعر زیبایی هست از احمد شاملو عزیز !

این شعر رو یکی از دوستان عزیزم معرفی کرده و من تو سایت ارسال کردم.

امیدوارم که خوشتون بیاد !


من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتای بارون تو باغم می‎کنه
میون جنگلا تاقم می‎کنه


تو بزرگی مث شب
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مث شب


خود مهتابی تو اصلا، خود مهتابی تو
تازه، وقتی بره مهتاب و هنوز
شب تنها
باید
راه دوری رو بره تا دم دروازه‎ی روزـ
مث شب گود و بزرگی
مث شب


تازه، روزم که بیاد
تو تمیزی
مث شبنم
مث صبح


تو مث مخمل ابری
مث بوی علفی
مث اون ململ مه نازکی:
اون ململ مه
که رو عطر علفا، مثل بلاتکلیفی
هاج و واج مونده مردد
میون موندن و رفتن
میون مرگ و حیات


مث برفایی تو
تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه
مث اون قله‎ی مغرور بلندی
که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می‎خندی…


من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتای بارون تو باغم می‎کنه
میون جنگلا تاقم می‎کنه


احمد شاملو

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ:

دسته: شعر عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۲)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. سیندرلا می‌گه:

    سلام
    خیلی شعر قشنگ و پر معنایی
    یعنی مگه میشه شعر شاملو قشنگ نباشه

  2. Belief می‌گه:

    مرسی برادر خوبم …..
    مثل همیشه زیبا بود….
    منم کم کم دارم دیوانه می شوم !
    ——————————————
    پیوست :
    دیوانه = عاشق
    مثل = مانند
    برادر = برادر دینی
    …. = بهروز

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.