Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 680

سفر یک روزه دریاچه اوان در منطقه الموت قزوین

سلام

امروز هم تموم شد ! اما با روزای دیگه خیلی فرق داشت !

امروز قرار بود اولین میتینگی رو که با دوستان هماهنگ کرده بودیم رو که شامل بچه های کرج – تهران – قزوین بود رو توی قزوین : دریاچه اوان برگزار کنیم !

صبح راه افتادیم رفتیم سر قرار .مینی بوس یه کم دیر رسید و لیدر گروه هم با خانمش اومده بود !

ساعت ۸:۴۵ صبح راه افتادیم و تقریبا ۱۰۰ کیلومتر رو پیمودیم تا ساعت ۱۱ صبح رسیدیم دریاچه اوان در منطقه الموت قزوین !

هنوز نرسیده شروع کردیم به بازی وسطی و بعدش تور والیبال زدیم و شروع کردیم به والیبال بازی کردن در حد لالیگا !

نهار رو هم که جوجه بود آماده کردیم و تا ساعت ۱ میل کردیم به همراه مخلفات …

بعد رفتیم دوباره والیبال و گردش دور دریاچه و عکاسی و … تا شد ساعت ۳:۳۰  که دیگه به فکر برگشت افتادیم و من که تا ساعت ۶ خونه بودم !!!

اما در کل یه سری کارای جالب بچه ها انجام دادن که کلی حال کردیم ! هر کدوم ماشا الله واسه خودشون یه پا هنرمند بودن ! مخصوصا تو مینی بوس …

جمع خیلی خوبی بود ! سعی می کنم واسه هفته های آینده هم ادامه بدمش تا بازم با این دوستان خوب کنار هم باشیم.


اینم یه عکس از دریاچه اوان که از بالای کوه گرفتم :

اوان

نکته : بعضی از دوستان سوال می کنن که خوب اینا چه ربطی به ما داره و …  خوب باید بگم که مهم نیست کسی بخونه مطالب منو یا نه ! بیشتر به عنوان خاطره و ثبت رویداد هایی که برام پیش اومده دارم این چیزا رو می نویسم ! هر کسی هم بخونه و براش جالب باشه که خوشحال میشم.

موفق باشید.

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

تگ:

دسته: حرف های خودمونی, خاطرات عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۵)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. رئوف می‌گه:

    مطالب خوبی بود و از همه بهتر عکس دریاچه اوان، دستت درد نکند . با تشکر

  2. zahra می‌گه:

    عکستون خیلی قشنگ بود و مطالب بیشتر و کاملتر را تو وبلاگ سیاوش خوندم واقعا جای خیلی قشنگیه

  3. غزل می‌گه:

    منم فردا قراره برم اوان.
    داشتم تو اینترنت میگشتم که ببینم اونجا چطوریه و چه امکاناتی داره.
    عکستون هم قشنگشده. از کجا خریدی؟

  4. بهروز می‌گه:

    خوش بگذره بهتون غزل خانم !
    جای قشنگی هست اوان اما نه این فصل !
    چی رو از کجا خریدم ؟!

  5. سعیده می‌گه:

    سلام.
    من تازه اومدم تو وبلاگتون من خودم بجه الموتم شما چرافقط ازدریاچه اوان حرف
    میزنید ماجاهای قشنگ دیگه هم داریم که حتما باید ببینید.کمک خواستی در خدمتم. :!: :!:

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • تردید زیبا(1)
      هنوز با هر صدایی از پشت پنجره  ، پرواز می کنم و خودم را به پنجره می رسانم دستم را بر...
  • فرق عشق و ازدواج(1)
    شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه ...
  • امشب(7)
    از فرط نداشتنت امشب غمگینم. بودنم، هدیه ای ناقابل است به نتهایی امشب تو. و فرد...
  • فقط برو(4)
    میخواهی بروی؟ خب برو… انتظار مرا وحشتی نیست شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود...