Subscribe via RSS Feed
بازدیدها : 622

تله کابین رامسر

سلام

جاتون خالی چند روز پیش من + دو تا از دوستانم گلم + یکی از اساتید گلمون رفته بودیم مسافرت شمال !  اونم کجا  تله کابین رامسر !!!

واقعا خوش گذشت ! سفر توپی بود . با این که یک روزه بود اما کلی کارا کردیم. صبح راه افتادیم و صبحونه رو هم تو راه خوردیم و نزدیک ساعت ۱۰:۳۰ تله کابین رامسر بودیم . رفتیم ۲ سوت بلیط گرفتیم و سوار شدیم رفتیم بالا مالاها ! اون بالا هم یه مه خیلی زیبا و شاعرانه و عاشقانه و از این چیزا بود که آدم رو میبرد تو رویا ! یه چند ساعتی اون بالا بودیم و دور زدیم و کلی هم عکس گرفتیم و یه کم هم شیطونی کردیم تا این که ظهر شد و اومدیم پایین !  نهار رو هم که جوجه رو زدیم تو رگ و یه هندوانه هم کنار ساحل خوردیم و با زور به چند نفر هم چند تیکشو تعارف کردیم !

بعد رفتیم چند کیلومتر پایین تر   یه جایی بود بالای کوه به نام رستوران خاور خانم ! غذاهاش می گن حرف نداره ! اونجا هم کلی راه رفتیم و عکس گرفتیم و کم کم برگشتیم !

تو راه هم کلوچه و عروسک و … سوغاتی گرفتیم و یکی از همکلاسی ها رو هم تو امام زاده هاشم دیدم که با خانوادش اومده بود عشق و حال !

کم کم با سرعت ۱۵۰-۱۶۰ تا برگشتیم خونه !

اما این سفر یک روزه به اندازه یه سفر ۵ روزه به من انرژی و حال داد ! جاتون خالی واقعا عالی بود .

کاش بازم پیش بیاد از این سفرا …

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)
تله کابین رامسر, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

تگ:

دسته: خاطرات عاشقانه

درباره نویسنده: حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

دیدگاه‌ها (۱)

لینک بازتاب | نظرات در فید خوراک

  1. تنها دل می‌گه:

    همیشه به سفر …. :shock: :shock: :shock: :shock:

نظر دهید




- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتاربروید.

  • عشق واقعی چیست(5)
    دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید: چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمی د...
  • منم عاشق تو(0)
    سلام عزیز قشنگ ولی نامهربان من! منم ، کسی که با نام تو جان گرفت و زندگی را در چشمان ...
  • نهایت عشق(6)
    پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌...
  • تمام عشقم رو ازم دزدیدن(1)
    چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد...